بعضی ها وقتی انگلیسی حرف می زنند احمق می شن. سوالهای چرت و پرت می پرسن. انگار که سطح شعور با سطح تسلط به زبان مورد استفاده در اون لحظه ارتباط داشته باشه.
بعضی ها سعی می کنند منصف باشند. حتما بیست و سی را نگاه می کنند که اثرات مخرب 60 دقیقه از بین بره
بعضی ها مطالب وبلاگ آقای کمالی (خانواده با ایمان در صزاط مستقیم!) رو جدی می گیرند!
آدم با این حس مالکیت خواهی چه کنه ، دوست هاشو هم می خواد به زنجیر بکشه و مال خودش کنه فقط...
علی رغم همه ارادتی که به این ایده دارم مشکل من با اثر پروانه ای اینه که عملا هر عملی می تونه منجر به هرنتیجه ای بشه و نظام علت و معلولی را در عمل به همانجایی می فرسته که نظام داره میره.
خوب و بد کلا بی معنی میشه
چند روزیه می خوام بگم "میرم دستشویی" میگم میرم جیش کنم!
آقای منتظری در جریان اعدام های سال 67 کاری انجام داد که همیشه در مباحثات بنده به عنوان روشن ترین مثال اعتقاد به اصول دینی و اخلاقی و عدم گذر از آنها به بهانه مصلحت نام برده می شود. کاری که امام علی و پیغمبر در زندگی و حکومت خود عملی بودنش را به خوبی نشان دادند و امروز کمتر کسی توان انجام آن را دارد.
اقدام آقای منتظری خصوصا برای من برجسته است زیرا مساله کلیدی او عدالت بود.
اگر من قهرمانی داشته باشم آقای منتظری است. (بله، حتی از شریعتی و مصدق!)
عاشورای حسینی
عاشورای میرحسینی
عاشورای حسینعلی
ذهن انسان معطوف به امور پر اهمیت تر است. انسانی که سعی می کند گناهان خود را ترک کند قطعا اول به بزرگترین آنها از نگاه خود خواهد پرداخت و ترک مابقی را به بعد از حل آن موکول خواهد کرد. و این خطر گناه بزرگ است. انسان مرتکب گناه بزرگ ناخواسته گناهان کوچک را حلال اعلام می کند.
باشد که گناهان بزرگمان را هر چه سریعتر ترک کنیم!
آدم خنده اش می گیره کسانی که هیچ تجربه مدیریتی نداشتند، هیچ کار اجرایی نکرده بودند، هیچ تخصصی نداشتند، تنها داشته شان (اگر داشته بوده اند) کمی مطالعه فلسفه و منطق و تاریخ بوده به این راحتی به همان اندک مطالعه شان هم پشت پا می زنند.
دانشجو باید اعتراض کند، باید سیاسی باشد، اما به چیزهایی که ما می گوییم.
این آدمهایی که دیروز اعتراض می کردند قبول نبود! چون ماهیت اعتراضشان ضد استعماری (مطابق سلیقه ما) نبود!
اینها که منطقش است، تاریخ که هیچ!
این که بدی کسی به خوبیش بچربه کافی نیست برای خوشحالی از مرگش؟
بعد هم قضیه به این سادگی نبود که کردان یک تقلب کوچکی کرد و رفت.با سرنوشت 70میلیون نفر بازی کرد در حالی که لیاقتش را نداشت. اتفاقا خوشحالی بنده هم ربطی به تقلب ایشون نداره.مرگ کردان همان قدر خوشحالی داره برای من که مرگ هر کدوم از رفقای دیگه اش که به مردم ظلم بکنند و حق کسی را ضایع بکنند.
من حتی اصطلاح «خدا بیامرز» را هم شایسته این افراد نمی بینم. اگه خدا هر کی رو، هر کاری که کرد بیامرزه، تحمل زندگی و ظلمی که میره خیلی سخت میشه.
بیایند و بروند و به اندازه ای که دستشان میرسد فساد کنند و امید به دعای خیر من و تو بعد از مرگ هم داشته باشند؟ تشویق به ظلم و فساد نیست این؟
کجای روشنفکری میگه نباید از مرگ طبیعی آدمهای بد خوشحال شد؟
بابا روشنفکری یعنی اینکه نری دنبال قتل و حذف ولی از اتفاق طبیعبش که باید خوشت بیاد!
هی برا آدم کلاس می ذارن که از مرگش ناراحتیم و دعاش می کنیم و اینا! دهه!
حواشی
خواب بزرگ
عموما سرم رو که بذارم روبالش به فاصله1 دقیقه خوابم، ولی بعضی مواقع یه نیمه جوابی میده مغزم. مثلا دیشب، صورت سوال که یادم نیست چی بود ولی من جواب داده بودم "ماهواره داره کانال سه پخش می کنه!" اینا البته جالبه، ولی ناراحتی نداره،
ناراحتیش اونجاس که آدم بیدار نیست این صحنه ها روببینه و بخنده!
آیا این همه باد برای بردن ما کافی نیست؟
از وبلاگ ملکوت
کدام مؤمن است که خطاب به «امام زمان»اش نامه بنویسد و پای نامهاش امضا کند «سر لشکر»؟
ریشه اغتشاشات
به شهري در از شام غوغا فتاد
گرفتند پيري مبارك نهاد
هنوز آن حديثم به گوش اندرست
چو قيدش نهادند بر پاي و دست
كه گفت ارنه سلطان اشارت كند
كه را زهره باشد كه غارت كند؟

نظر های اخیر