| 1 نظر

اخیرا داشتم به این فکر می کردم که دوستان زیادی از من برای خرید موبایل با کامپیوتر راهنمایی می گیرند ولی در موارد معدودی راهنمایی یا نظر من واقعا به درد ایشان می خورد.

علت اصلی به نظرم این است که من نسبتا در کار با این ابزار راحت هستم و لذا آسانی کاربری که فاعدتا ملاک اول عموم افراد است برای من خیلی ملاک مهمی نیست. لذا نظر نیمه متخصصانه من خیلی به درد آدم غیر متخصص نمی خورد مگر اینکه باواتم به خوبی خودم را جای شخص بگذارم و با توجه به نیازهای اون نظر بدهم که این کار تخصص بیشتری از حد سواد من می طلبد. لذا به نظر میاید با کمی متخصص شدن آدم فقط می تواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و خیلی به در راهنمایی به عموم نمی خورد.

از آن طرف کسی که مثل من است و کمی با این ابزارها راحت تر است هم که اصولا نیاز به راهنمایی بنده ندارد و خودش تصمیم خودش رو میگیرد.

حالا دارم فکر می کنم  روشنفکری و یادگیری اخلاق و زندگی از عرفا و و عقلا وآدمهای پیچیده هم کلا یک همچین وضعی دارد. یعنی یا کسی آن قدر ساده است که باید برود همان رساله عملیه و غیره را بخواند و عمل کند و توصیه هایی در همان سطح بشنود (توصیه هایی از قبیل دروغ نگو و دزدی نکن و ...). یا آدم کمی از آن پیچیده تر است که اصلا نیاید دنبال توصیه های یک خطی و ساده باشد و دوای کارش مطالعه  وسیع و تفکر بدیع است. 

خلاصه دل دادن پراکنده به حرفهای "این مرد بزرگ" و "آن عارف ربانی " و "حضرت مولانا" و "جناب بهجت" غیره راه به جایی نمی برد. حرفهای آن آدمها با توجه به شرایط و ظرفیت ذهنی و عقل خودشان زده می شود و خودشان می دانند که چگونه و کجا حرفشان وارد است و استثناها و جاهایی که حرفشان وارد نیست کجاست. اگر کسی می خواهد از آن سطح رساله عملیه بالاتر برود باید آستین بالا بزند و به منابع اصلی رجوع کند و دهنش را بپزد. وگرنه خودش را سر کار گذاشته.

و البته اینکه به کسی هم نباید توصیه اخلاقی پیچیده تر از حد او کرد. باید گذاشت آدمها سرشان به سطح شعور خودشان گرم باشد.



آرزو

| بدون نظر

قبل از اینکه وارد دوره  دکتری شوم جایی ته ذهنم فکر می کردم که با عقل و هوش سرشار من و روش هایی که در این دوره یاد خواهم گرفت ایده هایی را پرورده و اجرا می کنم و پیشرفت چشمگیری در علم مدیریت به وجود می آورم و راز سوددهی و نوآوری شرکت ها رو کشف می کنم .
طبیعتا در این چهار سال یکی از مهمترین چیزهایی که یاد گرفته ام اشتباه بودن همین تصور است. همه ما آدمهای معمولی هستیم با بینشی معمولی. فقط می توانیم قدم های کوچکی پشت سر پیشینیانمان برداریم که همان هم درست و غلط بودنش سالها بعد معلوم میشود. باید معمولی بودنمان را و یکی از میلیاردها بودنمان را باور کنیم و از آن لذت ببریم. و مهم تر از آن معمولی بودن دیگران را نیز باور داشته باشیم. معمولی بودن همه کسانی که در نظر ما بتی شده اند.
دوستان زیادی رو میبینم که با پا به سن گذاشتن، ناامیدی بر ایشان غلبه می کند که چرا کار بزرگی انجام نداده اند و به خصوص در حوزه اجتماعی آرزوهایشان را نه تنها عملی نکرده اند بلکه دیگر چندان هم عزیز نمی دارند. به نظر من اما موهبتی از این بزرگتر نیست که آرزوهای کودکانه و عموما خطرناکمان عملی نشوند و آن قدر عاقل شویم که که بتوانیم به این آرزوها پشت کنیم. از آرزوهای بزرگ تهی شدن رشدی است که باید قدرش را دانست نه شکستی که حسرتش را بخوریم.

تبلیغ

| بدون نظر

آقاجان! تبلیغ باید پیام اصلی اش این باشه که این کالا/خدمت/دین/چیز ی که من به شما ارائه می کنم فلان خاصیت رو داره و به همین دلیل به دردتون می خوره. اگر تبلیغات غربی و رسانه های آنها اثرگذارند مربوط به همین است. مظلوم نمایی مسلمانها و مرثیه برای کشته شدن سه مسلمان به دست یک دیوانه امریکایی چه پیام جذابی برای مخاطب غربی یا شرقی داره؟ یا مثلا چه دلیلی داره که جوان غربی بره قرآن را اون طور که هست بخواند؟ به چه درد اون می خوره؟ این قدر به تبلیفات بی اثر حکومتی که قشر کم سواد و ناآگاه رو هدف میگیره عادت کرده ایم که فکر می کنیم همچین کاری همه جا معنی داره!

استراتژی

| بدون نظر

وقتی بخواهی یه چیز رو قایم کنی یه راهش هم اینه که همه جا رو به هم بریزی. منتها مشکل اینه که اون وقت دیگه هیچی رو نمیشه پیدا کرد!

بهترین فلسفه

| بدون نظر

یه فلسفه ای بین فلسفه غربی و شرقی. که در آن فرد مهم ترین عنصر هستی است ولی در عین حال به این هم توجه بشه که این مهمترین عنصر هستی هم چیز خیلی مهمی نیست.

مذاکره

| بدون نظر

این هم از واقعیت های غم انگیزه که سرنوشت هر مذاکره ای رو اون طرفی مشخص می کنه که به مذاکره علاقه کمتری داره...

در علل دوستی

| بدون نظر

متاسفانه آدمها در رابطه هاشون همزمان دو تا نیاز متناقض رو باید برآورده کنند. هم اینکه با کسی معاشر بشوند که از او بشنوند و یاد بگیرند. و هم اینکه خودشان را ابراز کنند و مورد تحسین واقع شوند. و خوب طبیعی است که اگر دو رفیق حوزه توانایی هایشان مشترک باشد در بهترین حالت یک نیاز را برآورده می کنند برای یکدیگر.

خاصیت دوستی ها و معاشرت های کوتاه مدت این است که هر دو طرف چند ساعتی چیزهایی جدید برای گفتن و فرصتی برای ابراز دارند و لذا هر دو از مصاحبت یکدیگر لذت می برند. 

این است که خیلی ها در نگاه اول مناسب دوستی به نظر می رسند و بعد از مدتی می فهمیم که تمایلی به ادامه رابطه با ایشان نداریم. یا به این دلیل که آنها چیزی برای عرضه به ما ندارند و یا به این دلیل که ما چیزی برای عرضه به آنها نداریم.

به نظرم این سوی بحث که دیگران را بر مبنای آنچه برای عرضه به ما دارند ارزشگذاری کنیم بدیهی و مورد توجه است اما قسمت دوم که ایجاد رابطه برای ابراز خودمان و کسب احساس رضایت از توانایی های خودمان است را اگر چه در عمل انجام می دهیم ولی غیر آگاهانه و نادانسته است.

باشد که رستگار شویم!


نظریه تکاملی خوب بودن

| بدون نظر

زیاد پیش می آید که افراد رو محکوم می کنیم که نتوانسته اند از فشارهای اجتماعی فاصله بگیرند و لذا تصمیم نادرستی می گیرند. زیاد هم پیش می آید که افراد را تشویق می کنیم که بر خلاف جریان غالب تصمیم صحیحی گرفته اند.

اما چیزی که اخیرا در زهن من پررنگ شده این است که خود این فرآیند تصمیم گیری و اینکه فرد بتواند بر خلاف جریان غالب تصمیم بگیرد و یا از نرم های موجود تمکین کند شدیدا تحت تاثیر محیط و تربیت و هزاران عوامل بیرونی است. به همین دلیل هم کم کم به این نتیجه می رسم که نه می توان کسی را به خاطر کاری خوب چندان تحسین کرد و نه به خاطر کاری نادرست چندان توبیخ. هر دو عمل معلول فرآیند پیچیده تربیتی هستند که طی سالها و نسل ها شکل گرفته.

شاید به نوعی رفتار درست هم فرآیندی تکاملی دارد.

منابع محدود انرژی

| بدون نظر

بعضی وقت ها هم آدم زیادی خیالش راحت میشه از اینکه خودش مشکلی نداره و انرژی اش رو می گذاره که مشکلات دیگران و جهان رو حل کنه. غافل از آنکه بی مشکلی خودش حاصل مصرف داخلی همون انرژی بوده. و کی است که این ها رو به آدم ها یادآوری کنه؟

| بدون نظر

فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی به همه اجازه می دهد که مطلب بنویسند. عکس به اشتراک بگذارند و یا نظریات فلسفی و سیاسی بدهند.

دنیاگردی

| بدون نظر

کم کم که جاهای مختلف دنیا رو می بینم می بینم که واقعا راه های درست کشورداری کمتر از راههای غلطش نیستند و این سیستم ایرانی انتخاب روش های غلط هم همچین کار آسونی نیست.

از شوخی اش گذشته، به نظرم برای ایرانی ها این نکته جالبی است که توجه کنند واقعا روش اداره حکومت و تصمیم گیری از کوچک ترین تا بزرگ ترین مسائل، لزوما محدود به یک روش (روش آمریکایی) نیست و تنها عامل مشترک همه روش های صحیح عقلانیت در تصمیم گیری است.

خسته نباشیم!


نظارت

| 2 نظر

یک فرضی که حکومت ایران داره و مردم هم به نظر میاد راحت قبولش میکنند اینه که هر کسی به کاری گماشته شد اون رو خوب انجام میده. مخصوصا اگر برای انتصاب کار کارشناسی شده باشه.

حالا من کاری ندارم که این فرض از اساس غلط است. اما نظارت مضاعف چه ایرادی دارد که قبولش نمی کنند؟ البته اینکه حکومت چرا نظارت مضاعف را نمی پذیرد می فهمم . سوال من این است که چرا این استدلال برای مردم پذیرفتنی است؟ چرا مردم اعتماد می کنند و نمی خواهند نظارت کنند؟

مثال؟

  • چون شورای نگهبان نظارت می کند بر انتخابات کس دیگری حق نظارت ندارد.
  • چون فرض بر این است که قاضی عادل و غیره است ستاد حقوق بشر قوه قضاییه هیچ پرس و جویی نمی کند
  • چون مراجع تقلید در همه امور دینی صاحب نظرند هیچ کس علت و نظراتشان و نحوه نتیجه گیری شان را نپرسد.
  • چون پدر بزرگتر است بچه احترام بگذارد و علت کارها را سوال نکند
  • چون رییس جمهور سعیش را می کند و مورد تایید است مجلس از او سوال نپرسد



آرشیو Monthly

نگارش، اصلاح و ترجمه SOP برای پذیرش

حواشی

شوخ طبعی ها!

- من دوغ نخواهم خورد، الا ز سر ظرفت

- من Share نخواهم کرد، برگرد از این حرفت


خواب بزرگ

عموما سرم رو که بذارم روبالش به فاصله1  دقیقه خوابم، ولی بعضی مواقع یه نیمه جوابی میده مغزم. مثلا دیشب، صورت سوال که یادم نیست چی بود ولی من جواب داده بودم "ماهواره داره کانال سه پخش می کنه!" اینا البته جالبه، ولی ناراحتی نداره،

ناراحتیش اونجاس که آدم بیدار نیست این صحنه ها روببینه و بخنده!

آیا این همه باد برای بردن ما کافی نیست؟

از وبلاگ ملکوت

کدام مؤمن است که خطاب به «امام زمان»‌اش نامه بنویسد و پای نامه‌اش امضا کند «سر لشکر»؟

نظر های اخیر

  • someone... : لایک!.... ادامه
  • حسین : هستم شنبه و یکشنبه برای اون تاریخ ها. ردیفه. اکی ادامه
  • آی شلوغ - دانشجوی سیاسی دانشگاه تبریز : با سلام مطلب جدید وب سایت آی شلوغ را با ادامه
  • آی شلوغ - دانشجوی سیاسی دانشگاه تبریز : با سلام مطلب جدید وب سایت آی شلوغ را با ادامه
  • vernal : راس گفته خوب :))بهترین کادو همینه :دی ادامه
  • Hossein : اولا که اینجوری نیست: 1- یه مقدار سوسیالیستی تر شدن ادامه
  • محسن : خیلی خیلی امپریالیسیت! اولا که بدون راه جایگزین نیستن. به ادامه
  • pasha : سلام میشه لطف کنید در مورد این کتاب یک توضیحاتی ادامه
  • جهان : چرا جزئیه در نگاه فلسفی جزئیه برای مهم این نیست ادامه
  • امیر : سلام. قبول ندارم. من اگه یه آدم با روابط اجتماعی ادامه

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.