بعضی تجربه های زندگی مثل مدتی زندگی در خارج، پولدار بودن، معروف بودن، مرگ یکی از نزدیکان، بازجویی شدن و ... با چند سال تفکر برابری می کنه و آدم رو از خیلیها که خیلی جاها گیرکرده اند جلو میندازه. این مساله کلا نگران کنندست که راه تجربه اینقدر ساده تره. چون واقعیت اینه که بعضی تجربه ها خیلی هم ساده و دست یافتنی نیستند...
فرض را بر این بگذاریم که اقایان کوتاه نیایند و انتخابات را ابطال نکنند و در عوض به سرکوب و دستگیری های جدی ادامه بدهند و برای آقای کروبی و موسوی و امثال آنها شرایط مشابه آقای منتظری درست کنند.
17-18 میلیون آدمی که به آقای موسوی رای داده اند هم در چند تجمع و اعتراض مقداری کشته و اسیر بدهند و بعد به زندگی عادی خود برگردند. دانشگاه ها هم به روال عادی برگرردد و هر چند وقت یک بار هم که دانشجویان شلوغی ایجاد کردند سرکوب شوند.
جنبش اصلاح طلبی ، با افرادی که ما می شناسیم هم با چند بیانیه تند پایانی و به رسمیت نشناختن حکومت و دولت ترجیح بدهد سکوت کند. انتخابات های بعدی هم با حضور اصولگرایان و فقط اصولگرایان و احتمالا چند اصلاح طلب "در پیت" مثل اصغرزاده برگزار شود و مردم هم مشارکت چندانی نکنند.
دولت هم مشارکت را بالا اعلام می کند و خلاص...
اما بپردازیم به احوال نظام، او درچنین شرایطی فشار زیادی را متحمل خواهد شد. دوستان زیادی را از دست می دهد و تقریبا اطراف او از افراد عاقل و سالم خالی خواهد شد، نام دیکتاتور به صورت عام به او اطلاق خواهد شد و چهره مردمی امروز را نخواهد داشت، فشارهای بین المللی بر او زیاد خواهد شد و در واقع سپری که مردمی بودن نظام امروز برای آن ایجاد کرده در آینده وجود نخواهد شد.
نظام خود به تمامی این مسائل به خوبی آگاه است. بعضی از همین شرایط استفاده کرده و در نتیجه پیش بینی می کنند که نظام انتخابات را ابطال کرده و خود را تطهیر می کند. اما من بنا بر آنچه در ادامه خواهد آمد با این پیش بینی مخالفم:
خود را رییس یک شرکت تصور کنید، قطعا راضی نیستید که شرکت به نام شما اما با روشی غیر از روش شما و توسط افرادی که شما تایید نمی کنید اداره شود. دو راه پیش رو دارید: یا اداره شرکت را به دیگری واگذار کنید و از صحنه خارج شوید - در واقع مسئولیت را از خود ساقط کنید - و یا اینکه به هر روشی که ممکن است صحنه را آن طور که خود صلاح می دانید بچینید - هر چند که برای این کار هزینه های زیادی بپردازید. در مورد نظام این گزینه که از خود سلب مسئولیت کند طبیعتا بی معناست. از بعضی پست ها نمی توان استفعا داد و بنابراین ایستادگی به هرقیمتی امری طبیعی است.
تنها استدلال باقی مانده این است که مرد ژرف اندیش! تنها به طور موقت تن به سازش دهد زیرا پافشاری را به معنای از دست دادن همه چیز و حتی بدتر از اداره بد اصلاح طلبان بداند که نظر کمی دور از ذهن است. حداقل در بازه عمر معمول یک انسان این نظام نیست و نابود نخواهد شد و لذا چنین نگرانی بی مورد است.
گفتی ز خاک و خاشاک کمترند اهل عشق او
از خاک کمتر نه که از چند میلیون هم بیشتریم
فرهنگ گداپروری یعنی اینکه وقتی یکی زنگ میزنه تلویزیون تا تو مسابقه تلفنی شرکت کنه و هیچ جایزه ای نمی بره مجری شرمنده میشه و جواب یکی از سوالات رو بهش میگه تا طرف دست خالی نره!
هیچ ربطی هم به محمود نداره.80 درصد همینن (حالا با یه تولرانسی!)
یه استدلالی که من هم برای طرفدارای احمدی نژاد و هم طرفدارای کروبی می کنم اینه که اصولا رییس جمهوری که 50 در صد ملت ازش متنفر باشه یا اینکه اون از 50 درصد ملت متنفر باشه به درد نمیخوره...
دیروز صبح داشتم فکرمیکردم شاید یکی از این بیلبیلک های سبز به آنتن ماشین ببندم. از در خانه که آمدم بیرون با کمال تعجب دیدم که پارچه سبزی به آنتن ماشین وصل شده. وقتی رسیدم به شرکت و خواستم ماشین را قفل کنم پارچه لای شیشه گیرکرد و در نتیجه هنگام باز کردن در پارچه و به تبع آن آنتن کشیده و کج شد. گفتم کاش پارچه را پاپیونی یا طور دیگر گره زده بودم که آویزان نمی ماند...
عصر که از شرکت آدم بیرون دیدم پارچه گره زده شده...
حالا دارم یه لیست از دشمن هام آماده می کنم...حتما هم به موسوی رای میدم...
در حین علاقه وافر به موسوی فکرمیکنم رای نمیاره. نه چون که شور و هیجان نیست در مردم یا تقلب میشه یا هر چیر دیگه.
بلکه چون "انا الله لا یغر ما بقوم.."، چون هنوز مردم ما مشکل خودشان را نفهمیده اند. چون بدترین اخلاق و دین را دارند و سر یکدیگر به بدترین نحو کلاه می گذارند.
نه خدا و نه تاریخ به کسی آوانس نمی دهند...
(خودم هم می دونم استدلال از بعضی جهات ایراد دارد. ولی به هرحال استدلال عرفانیه دیگه...، پیش فرض های ذهنی همچین استدلالی متفاوته...)
یک چیزی داریم به نام تبعیض مثبت ، یعنی به آدمهایی که مثلا جامعه به ایشان ظلم کرده و یا کلا ضعیف تر هستند امتیازات اضافه بدهیم. نمونه معروفش تبعیض مثبت در مورد زنان است.که مثلا به شرکت ها حکم کنیم پنجاه درصد کارکنانشان زن باشند...
خلاصه که، ای بدم میاد من از این تبعیض مثبت...
بعضیا فکرمیکنند طبعشون بلنده،
صدقه میدن
ولی طبع بلند اونه که فکر نکنی داری صدقه میدی، بفهمی داری حق طرفو میدی
پ.ن : توجه کردین؟ از قرآن هم بیشتر دارم نصیحت میکنم اینجا! یکی ندونه فکر میکنه چه خبره!
بعضی مسائل بیخودی آدمو قلقلک میده
مثلا من دوست دارم فکر کنم که میزان علاقه آدم (یا زن مثلا)به زیبایی شدیدا به میزان زیبایی خودش مربوطه
و وقتی اینجور نیست،که انگار نیست ، سیستمم هنگ میکنه!
گذشت مال اینجا نیست
اینجا هر بلایی سر آدم می آورند بعد هم که کارشان گیر کرد یا خودشان یا یک ریش سفید از همه جا بی خبری پیدا می شود که آقا شما بیا و گذشت کن. اصلا گذشت از بزرگانه!
گذشت مال وقتیه که طرف اشتباه کرده باشه، کار هر روزش نباشه، عمد نباشه. اقلا پشیمون بشه وتکرار نکنه نه نکه فقط بخواهد عذر خواهی کنه که کارش در بره.
این حرف هم که گذشت ذاتا و برای خودمون خوبه و اصلا لذت بخشه اصلا نمیشه قبول کرد. اگه اینجوریه حاتم بخشی مقامات عالیرتبه! و رییس جمهور به این و اون از پول بیت المال هم خوبه. آخه بخشندگی ذاتا خوبه!
وقتی کاری می کنی که بهت حس خوبی می ده و لی برای جامعه بده و مردم رو بی مسئولیت می کنه این کار بده! تو ایران این گذشت کردن ها و به هم آوانس دادن ها بیش از حد جامعه را فاسد کرده...
می خوام یه سریال بسازم
بخش زیادی از فیلم نامه اش را هم نوشتم
یک کیل، دوکیل
سه کیل
یک کیل، دو کیل
سه کیل
پنج کیل
دو کیل...
برای درک عمیق نوشته غیر از موردی که خودتان فهمیده اید مطالعه کتاب گربه هم ضرروری است!
حواشی
تقلب
دلایل برای تقلب زیاد است. آقای موسوی هم شمرده کلی را. ولی این یکی خیلی دوست داشتنیه. به شورای نگهبان اعتراض میشه که تو 170 حوزه بین 95 تا 140 در صد واجدین شرایط رای دادن. بعد آقایون جواب میدن که نه! فقط در 50 تا حوزه بالای صد در صد رای دادن. یعنی با ظرافت اون قسمت 95 تا 100 رو حذف می کنه و در نتیجه تعداد میاد پایین. یعنی با پررویی مساله رو عوض می کنه...
ولی هنوز جالبه قصه. میگه این 50 تا حوزه مجموع رای هایشان میشه 3میلیون که تاثیری تو نتیجه نمیذاره. اولا اینکه اگه 170 تا حوزه رو حساب کنی خیلی بیش از سه میلیون میشه ، دوما وقتی یه سری جاها تقلب به این تابلوییه یعنی خیلی جاهای دیگه هم تقلبه ...
غرض از این نوشته این نبود که تقلبو اثبات کنه که برا این شاهد زیاد هست. غرض اینه که بگم حتی از لابه لای حرفهای خودشون میشه به راحتی شواهد تقلبو کشید بیرون...
آخرش اینه!
سانتریییفوژ!
طرف بلد نیست سانترفیوژ روتلفظ کنه،بعد دختر چهارده سالش تو خونه انرژی هسته ای کشف میکنه
خلاصه مواظب باشید!
یکی میگفت آدمها ذاتا دوست دارند همه چیز رو تولید کنند و به همه کس بفروشند!

نظر های اخیر