نه تنها یک ?مینیست وارد حلقه شد بلکه آن بغل هم گذاشتیمش.
این هم آخر عاقبت ما!
نه تنها یک ?مینیست وارد حلقه شد بلکه آن بغل هم گذاشتیمش.
این هم آخر عاقبت ما!
خواب دیدم ر?تیم سخنرانی یک آدم خیلی خ?ن اصولگرا. سخنران لال بود و با اشاره سخنرانی می کرد . یکی هم کنارش ترجمه می کرد به ?ارسی.
برگزار کنند گان جلسه بین مستمعین مسابقه گذاشته بودند که به سخنران تیکه بیندازند.
من و میلاد و شاهد قدسی یک تیم بودیم. احسان هم توی یک تیم دیگر بود.
اصولا هر چیزی نمی تواند من را ناراحت کندو یا یاد در دام ?رهنگ منحط نهیلیسم بیندازد
ولی ?یلم و کتاب خوب بد جوری تاثیر گذار است
شدیدا با آدمهای توی ?یلمها همذات پنداری می کنم
پ ن:ما همه خوبیم، خیلی دور خیلی نزدیک
اینها را برای درد دل ننوشتمها ، گ?تم که ?یلمها را ببینید
یک خصلت بسیار جالب اصولگرایان واکنشی عمل کردن است. غیرت داشتن :
لحظه به لحظه که به عید نزدیک می شدیم بار ارزشی تلویزیون بیشتر شد و سالگرد گذشت چهل روز از واقعه عاشورا را بیشتر بزرگداشت کرد!
اما همین که تحویل سال انجام شد یواش یواش برنامه ها ملایم تر و عیدی تر شد.
اول این را بخوانید:
بعله، آدم باید منص? باشد.
اما واقعاً نقش روحانیت در نهضت ملی کردن ن?ت چه قدر بوده؟ این که آقایان زحمت کشیده اند و شغلشان را که ?توا صادر کردن است برای یک بار به طور درست انجام داده اند به جای خود .
اما این دیگر تشکر و قدر دانی و یادمان ندارد.
تشکر و یادبود مال آنهایی است که با وجود ترس از ?توا های تک?یر گاه و بی گاه همین روحانیون روی عقاید آزادی خواهانه و وطن پرستانه خود ایستادگی کرده اند.
من درستی و گاه خلا? جریان بودن کار اینها را کتمان نمی کنم. اما اینها اگر هم کاری کرده اند برای ?رار از غضب شارع مقدس بوده و نگاهی به نتیجه ات?اقا خوب آن برای مردم هم اگر داشته اند نگاه کوتاهی بیش نبوده. شارع هم انشاالله آن در بهشت جزایشان را می دهد.
چنین تشکری مثل تشکر از زنبور است برای عسل دادن. کار غریزی تشکر دارد؟
یکی نیست بگه تو که ?رق شست و شصت را نمی دانی برای بیان نظریات ?لس?ی ات از پنجاه و ه?تاد هم می توانی است?اده کنی
شست سال زمان خیلی زیادی است برای عمر متوسط آدم.هر چی ?کر می کنم هیچ توجیهی برایش پیدا نمی کنم.
کسی شک داره؟
چند تا چیز که خیلی خوشحالتان می کندو ماهیتشان با هم مت?اوت است را در ذهنتان نام ببرید.حالا چند تا چیز ناراحت کننده.
خداوکیلی به شست می رسد؟
ر?تم به سر تربت محمود غنی
گ?تم که : چه بردی تو ز دنيای دنی ؟
گ?تا که : دو گز زمين و ده گز کرباس !
تو نيز همين بری ؛ اگر صد چو منی
دینامیت 2500 تومان
آقاهه کنار خیابون می گ?ت!
اولا که قبول ندارم ولی پاک نمی کنم
دوما
چند روز پیش در مورد موسیقی با کسی بحث بود که چرا هیچ وقت ندیده ایم که زنی آن قدر از موسیقی لذت ببرد که مردها میبرند. مثلا خود بنده اگر موسیقی نابی بشنوم خر کی? می شوم . خلاصه جواب سوال که پیدا نشد اما به قول روزنامه شرق آقای کپورچالی گ?ت که موسیقی کلا حس مردان و عشاق است و شعر هایی هم که همراه موسیقی است از زبان عاشق است . حال آن که زنها بیشتر به عنوان معشوق شناخته می شوند.
آقایی که ما باشیم هم این حر? به نظرمان قابل تامل آمد گ?تیم شما هم حالش را ببرید
آقا من همه دارم یواش یواش احساس مسئولیت می کنم . بعضی از این نکات حواشی قرائت های من از دنیا نیست.
کار اینه
من تا حالا دانشگاههای خارج تهران را ندیده بودم.(البته داخل ایران!)
برای همین هم امید نسبی به اصلاحات در این مملکت داشتم و احتملال می دادم که احمدی نژاد ?قط یک ات?اق بوده باشد .
اما حالا متاس?انه دیدم.
امرورز یکی توی دانشکده می گ?ت با توجه به وضع زمانه معجزه پیغمبر اسلام کتاب بود
?کر کردم اگر امروز پیغمبری می آمد حتما DVD داشت!
این مطلب نقل از سایت دوستدار سقراط است. م?ید را عشق است
جامعه 70 ملیونی چنان اینرسی دارد که ?یل هم نمی تواند تکانش بدهد. قدیمها یکی که یک ذره تنش به تنش می ارزید قبیله خودشو راه می انداخت پشت خودش دنیا را ?تح می کرد.
اما حالا قبیله هم نداریم. شدیم ه?تاد ملیون آدم که برای اینکه سر هر چیزی بخواهیم ت?اهم کنیم باید آن چنان سر و ته آن چیز را بزنیم که شیر بی یال و دم بشود.
کاش بیشتر آدمها می مردند(دارم شاعر میشوم)