وقتی یکی می میرد...

| 2 نظر

جالبش این حس هیجان طلبی آدمها در خبر دادن است. بی هیچ دلیلی دوست دارند که به دیگران خبر بدهند. ?قط به امید شنیدن یک عکس العمل جذاب….

2 نظر

ولی من این عکس العمل ها رو دوست ندارم چون همیشه جلوی چشمم میمونه و اذیتم میکنه ... همیشه برای خبر بد دادن انقدر صبر می کنم تا یکی دیگه پا پیش بزاره ... یه چیزه دیگه اینکه وقتی دارید خبر بد به کسی میدید بدونید که خاطره اون خبر بد با تصویر شما توی ذهن طر? می مونه ...

ولی من وقتی یک ن?ری که برام عزیز بوده می میره، بعد وقتی یه آشنای مشترکی می بینم که نمی دونه، ناخودآگاه می خوام که بهش بگم؛ که اصلاً اصلاً هم ربطی به عکس العمل اون(یا احیاناً تسلی بیشتر خودم و این حر?ا) نداره. ?قط انگار یه حسی می گه که اون هم باید این قضیه وحشتناک رو بدونه که اون آدم عزیز دیگه تو این دنیا وجود نداره...انگار می خوام بدونه که تصاویری که از اون تو ذهنش داره همیشه دیگه در حد تصویر خواهند موند...

ارسال نظر

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط جهان در 17 مرداد 1385 6:42 بعدازظهر منتشر شده است.

موسیقی نوشته قبلی اين بلاگ بود

از زبان ویتگنشتاین نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en

2009

یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهار شنبه پنج شنبه جمعه شنبه
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30