آرشیو فروردینماه 1386

؟؟؟

| 5 نظر

شاید تکراری باشه حرفم ولی جدیتی که پشتشه این بار تکراری نیست!(که البته شما نمی بینید!)

دموکراسی به نظرم خیلی داره کم میاره، یعنی راهش نیست! البته این رو به نفع دیکتیتوری نمیگما! توضیح میدهم:

به نظرم دموکراسی برای تامین نیارهای اولیه خوبه ،مثل ضایع نکردن حقوق اقوام بزرگ، یه جورائتلاف قدرتهایی که به تکافوی ادله! رسیده اند! یعنی تا یه جایی جواب می ده (مثل رساله:)) که قوانینش به هر حال در زمانی یک سر و گردن بالاتر از رقبا بوده) . اما تو دنیای پیچیده امروز دموکراسی چه معنی می دهد؟ نماینده مجلس به فرض هم که با سواد  و دور از تعصبات قومی و مذهبی باشد، واقعا چه قدر میتواند نظر کارشناسی بدهد در مورد مسائل مختلف؟ اصلا جای کارشناس در چنین دموکراسی به طوررسمی کجاست؟

 

این بگیر و ببند ها

اول اینکه بهترین تحلیلی که من در مورد این بگیر و ببند ها دیدم این است که هر آدمی که در حد احمدی نژاد هم بداند می فهمد که این بگیر و ببند ها راه حل نهایی نیست . اما اگر پایگاه مردمی دولت قشری هستند که از علل اصلی شان برای حمایت از این دولت چنین  اقداماتی توسط پلیس و دولت است طبیعی است که دولت برای حفظ ظاهر هم که شده چنین کاری می کند تا بگوید ما تلاش خودمان را کردیم...مساله هم در این مورد واقعاً دولت نیست، مساله یکی دیکتاتوری اکثریت است  ...یکی هم تناقضات روابط مدرن، طرف زورش به پسر و زن و خواهر و دخترش نمی رسه، بدش نمی آید که از طریق حکومت خواسته هاشو تحمیل کنه که هزینه هاشو تو خانواده  ندهد.خیلی ها ظاهر مدرنی دارند ولی یک دنیا سنت تو دلشونه!

دوم اینکه واقعاً این طور نیست که این بگیر و ببند ها اصلا جواب ندهد . خیلی از بی حجابی ها از روی بازی گوشی است، یعنی طرف تسلیم است ، یعنی آخرش به قرآن اعتقاد دارد و نمی تواند به طور منطقی بی حجابی اش را توجیه کند (همه هم که با این استدلال های ظرف زمان و مکان و قرائت های مختلف آشنا نیستند...). این می شود که به یک کم ترس از بگیر و ببند و فشار و ترس از آبروریزی  بازداشت جلوی اطرافیان پیچ حجابش رو سفت می کنه و به آغوش اسلام بر می گرده .در نتیجه این کار تا حدودی ظاهر جامعه رو اون طور که بانیان می خواهند تغییر میده، فقط یک کم هزینه سیاسی و اجتماعی داره که اون هم برای بعضی خیلی مهم نیست.

 

انقلاب نارنجی!

| 3 نظر

خیلی حرفهایی که جه مردم عادی چه سیاست مدارها میزنند در حد پزاست، خیلی ها داد می زنند که برخورد این جوری با حجاب درست نیست، ولی سیاست مدار این را می گوید که محبوبیت به دست آورد وگرنه طرفدار حجابـ آزاد نیست.خیلی از زنها و دخترهایی هم که مورد این برخوردها هستند دلیل و منطقی برای وضعشان ندارند.وگرنه فرض کن یک سیاستمدار موجه (نه هر کسی!) پیدا می شد و می گفت من به نشانه مخالفت با این برخوردها یک پارچه یا badge کوچک مثلا به رنگ پرچم جمهوری اسلامی به سینه یا بازویم می زنم و مردمی هم که با او موافق بودند  همین کار را می کردند، فقط همین!....موثر نبود؟

حکمت!

| 2 نظر

ناجوانمردی که به پنجاه سال اندر نیابد انچه می گوید بد است، کی بخواهد دانست؟

کلاس!

| 1 نظر

به تاکسیه می گم : مدرس سر ظفر؟

می گه: بله ولی کرایه هفت تیر بش تعلق می گیره!

 

بازاری

وقتی پارادایم عوض میشه خیلی اتفاقهای جالبی می افته. عرفا رو در نظر بگیرید، 700-800 سال پیش طرف عارف میشد و پس از طی مراحل ریاضت و سیر و سلوک افتخارش این می شد که به دنیا دل نبسته و از مرگ نمی ترسد و به کشکولی نه تنها راضی بلکه شاد است و.....

حالا ما و رفقای ناز پرورده مان هم بدون ریاضت و شکنجه همین ها را می گوییم، ولی مال ما دیگر احساس افتخار نمی دهد، کوچه بازاری است ، دست زیاد شده آقا!

پ.ن : باور ندارید؟ چند نفر شما الان حاضرید در جا سرتون رو بدارید بمیرید؟ همه!

در گوشی

| 2 نظر

نکته جالبیه ،آدم(آدم داریم تا آدم البته!) معمولا اطلاعاتی که در گوشی می شنوه رو راحت تر قبول می کنه ، معتبر تر میاد به نظرش .نه؟

سکسکه!

| 4 نظر

رفته بودم  بقالی کیک بخرم، یک جوان بیست و چند ساله هم بود، جوان مرتب سکسکه میکرد.  می گفت نمی دانم چرا سر صبحی سکسکه می کنم هی!

مشغول خرید بودیم که صاحب مغازه نگاهش روی چوان خیره شد و یهو با عصبانیت پرسید: اون چیه تو جیبت گذاشتی؟

جوان هول کرده پرسید:  چی؟ مغازه دار گفت همونی که الان گذاشتی توی جیبت! خلاصه رنگ از صورت پسره پریده بود که مغاره دار پرسید سکسکه ات بند اومد؟ پسره یک چند ثانیه ای تامل کرد و گفت : آره!

 

پست شماره 400

| 2 نظر

تو خنده دار بودن سریال ترش و شیرین بحث نیست ، ولی حرف من سر دو نکته است:

1-شاهین میگه خنده و طنز تواین سریال یکنواخت پخش شده، تقریبا همه جایش خنده دار است. ولی من با بی حوصلگی تقریبا کل سریال را میبینم تا چند جایش بخندم، من تا فکرم قلقلک داده نشه نمی خندم، زمین افتادن ساده یک نفذ یا یک پررویی تکراری نمی خنداندم، و بخش های عمده ای از طنز این سریال و موارد دیگر از این دست است، این را من به حساب بی سابقه بودن طنز در ایران می گذارم ، و اینکه این موارد هنوز برای بعضی از مخاطبین تازگی دارد، با گذر زمان امیدوارم حل شود.

2- اما من تراژدی قصه را توی منفی بودن شخصیت ها و داستان های با پایان بد می بینم، در بسیاری موارد خنده همراه با حرص خوردن است ، یعنی وجدان آدم از کار خنده داری که انجام شده ناراحت است، درست است که عطاران می خنداند ولی کل داستان انتظار آدم را برای اینکه جایی با پررویی بیش از حد او برخورد شود ناکام میگذارد .پولدار بودن در اینگونه سریال ها جرم است  ولی وقاحت یک ایراد کوچولوی قابل گذشت،

اصولا آنجه که سوژه خنده است ، بدجنسی و پررویی است برعکس نمونه های خارجی که سادگی و صفات معمولی و ضعف آدمهاست.

هی....

یکی دو نفر برایم لینکهای کارهای نامجو را فرستادند، کنجکاو شدم ببینم کیه، بخش هایی از مصاحبه اش:

البته ايراداتي كه به كارهاي من گرفته‌اند فقط مسئله مضمون آنها نيست. در رابطه با جرم قطعات هم ايراد گرفته‌اند. يكي از مهمترين اصلا‌حاتي كه به برخي كارهاي من زده‌اند روي شكل ارائه آواز است. من از اين كه قسمتي از آواز ايراني مثلا‌ درآمد چهارگاه را بخوانم و دركنارش يكسري صداهاي افكتيو مثل تقليد يك خواننده بلوز يا تقليد صداي حيوان را اجرا كنم هدفي دارم. مي‌خواهم راهكارهاي جديدي براي موسيقي و آواز ايراني ارائه دهم. آواز ايراني مي‌تواند اينگونه جذاب شود ولي اين كار باعث برخورد منفي شد و اهانت تلقي كردند

....

| 2 نظر

نقض یه حرف سابق خودم: اگر آدم واقعا بتونه منطقی محص باشه ، احساساتشم تامینه ، احساسات که ار هوا نمیاد ، فقط منطقش یک کم پیچیده تره!


عجب جمله ای! : برو برا خودت یه فکری بکن رفیق! قابل پیش بینی شده ای!

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از فروردینماه 1386 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

اسفندماه 1385 بایگانی قبلی است

اردیبهشتماه 1386 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en

2009

یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهار شنبه پنج شنبه جمعه شنبه
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30