آرشیو اردیبهشتماه 1386

تحیر

| 3 نظر

زیاد دیدم این جا و آنجا که دینداری را با تحیر تعریف کنند. یعنی با دیدن آثار الهی مثلا در برابر قدرت خدا سر تعظیم فرو بیاوری یا توصیه های حکیمانه اسلام رو ببینی .علاقه مند شی.... ولی نکته اینجاست که نباید تحیر رو به خودت تحمیل کنی، نباید جلوی عقلت رو بگیری که مثلا بهتر متحیر بشی و مومن تر به حساب بیای. به عکس هر چه عاقل تر باشی  بیشتر مبهوت میشی...لازمه توضیح بدم که دارم به عوامفریبی و خودفریبی بعضی ها اشاره می کنم یا نه؟

خدای بیکار!

| بدون نظر

گاهی وقت ها حساب می کنم خیلی از گناهها و بدیهای آدما رو من اگه جای خدابودم اصلا روم نمی شد بخوام سرش گیر بدم ، میگذشتم ازش! تکلیف خدا که دیگه روشنه!

اصا موندم خدا تودنیای کوچیک آدما دنبال چیه؟

....

| 1 نظر

مرض

| بدون نظر

زوری

| بدون نظر

داشتم فکر می کردم به در و دیوار و ......یادم افتاد چند روز پیش محمدحسینsms  زده نوشته:

"یکی رو پیدا کردیم شبیه کسایی یه ولی اسمش حجتی یه!"

 

این صف بنزین رو دیدین این چند روزه چه قدر شلوغه؟ واقعاً چه توجیهی داره؟ احساس عدم امنیت؟ نادانی؟ دلگی؟

 تورم زیر 12 درصده یعنی؟ که نرخ سود  بانک 12 درصد شده؟ میریم که وام بگیریم! 

اجتماعی!

| 1 نظر

من یک ساعت تو پارک قدم زدم، خیلی ناامید کننده بود!

رهبری

| بدون نظر

معظم له میفرمایند مذاکره با آمریکا فقط در مورد عراق باید باشد و پرونده قصه رامی بندند و این در حالی است که در چند هفته اخیر جو حاکم بر همه جناحها حرکت به سمت مذاکره بود. این رفتار از خامنه ای بیش از پیش ناخوشایند است برایم. همیشه حتی وقتی اعمال قدرت می کرد هوای یک طرف را داشت. حالا دارد تنهایی تصمیم گیری می کند، به ترکستان داره ختم میشه!

آسمون!

| 3 نظر

امروز تو تاکسی یک پسر 3-4 ساله با مادرش نشسته بود .یهو پرسید:

 مامان ما یه بار نمیریم تو ابرا بخوابیم؟

آخه چه جوری بریم پسرم ابرا تو آسمونن

 خوب یه نبردبون بلند می ذاریم میریم بالا

... یه چند لحظه سکوت....

  رعد و برق بشه برق بمون نمیره؟

اصناف!

| بدون نظر

ما به قول احمدی نژاد ترمز قطارمان بریده به پر و پای همه می پیپیم!

فلسفه اجازه گرفتن از اتحادیه های صنفی برای کسب و کار چیست؟

امنیت ملی

| بدون نظر

 اگرما واقعا امنیت ملی داشتیم دیگه حتما آب خوردن هم تهدیدش میکرد!

ممم

| بدون نظر
Image021.jpg

هه

| 2 نظر

فرض کن یک مادر با بچه سه ساله اش که یک خیار دستشه داره میره، یه مادر دیگه هم با یه بچه سه ساله داره  از روبه روشون میاد....، وفتی داشتند از کنار هم رد می شدند یهو بچه دومیه یه لگد زد به خیار بچه اولیه و انداختش زمین، اون قدر فرز که هیچ کدوم مادرا ندیدن! چه دوره زمونه ای شده!

پ.ن دموکراسی نخبه گرا رو میشه عملا توضیح بدید چه جوریه؟

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از اردیبهشتماه 1386 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

فروردینماه 1386 بایگانی قبلی است

خردادماه 1386 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en

2009

یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهار شنبه پنج شنبه جمعه شنبه
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30