حالا باز عبید زاکانی خوبه، مال ما میگه لزبین پایتخت پرتقاله!
آرشیو اسفندماه 1387
مشکل جامعه شبه اخلاقی اینه که آدمها اصرار دارند که کار اخلاقی بکنند – یا در واقع دیگران اخلاقی رفتار کنند- ولی تعریفشان از اخلاق درست نیست. مثال عرض می کنم:
یک وقت انتظار دارند همه صادق و رو راست باشند –بی مصلحت اندیشی- . وقت دیگر انتظار دارند که مصلحت اندیشی کنی، هرچیز راستی راهم نگویی.
خلاصه اگر قرار به رسیدن به فهم از راه مطالعه و خودسازی باشد علاوه بر اینکه باید روی فهمشان از خوبی و بدی و اخلاق کار کنند یک دور هم باید کتاب اخلاق خدایان دکتر سروش را بخوانند که حساب اولویت ها و اولیه و ثانویه دستشان بیاید.
نتیجه اینکه این خارجیا هم اخلاقی زندگش نمی کنند (اونها که نه خودسازی کردند نه کتابهای دکتر سروش رو خواندند). اگر هم خروجی زندگی شان شبیه زندگی اخلاقی باشد راه رسیدنشان بهش چیز دیگری است.
بحث جالبی شد، خوشم اومد. ادامه اش می دم!
حواشی
