آرشیو تیرماه 1388

صحنه را دیدم

| بدون نظر

به طور اتفاقی (یا اگه بخوایم از کلیشه از خارج نشیم به طور خیلی اتفاقی!) متوجه شدم که نویسنده ها دیوانه نیستند، یا حداقل آن قدرها دیوانه نیستند. واقعا صحنه هایی در زندگی هست که آدم دوست نداره که تموم بشن. صحنه هایی که حاضری مثل یک عکس در آنها ماندگار شی.حسرت زندگی و گذرا بودنش تو این صحنه ها خوب جا میفته برا آدم. و حداقل و البته حداکثر کاری که میشه کرد نوشتن و توصیفشونه...(البته من کماکان از توصیف صحنه سر باز می زنم!)

زندگی به سبک ایرانی

| بدون نظر

-اهم

واقعا در جمعی هستیم که مثل اون کم پیدا میشه

احسنت احسنت...-

حرف

| بدون نظر

آدم وقتی زیاد حرف بزنه بالاخره دیر یا زود بخشی از علایقشو به عنوان خاطره به خورد دیگران میده...

خرید اینترنتی لوازم خانگی آبی بای

حواشی

از وبلاگ ملکوت

کدام مؤمن است که خطاب به «امام زمان»‌اش نامه بنویسد و پای نامه‌اش امضا کند «سر لشکر»؟

ریشه اغتشاشات

به شهري در از شام غوغا فتاد 
گرفتند پيري مبارك نهاد 
 
هنوز آن حديثم به گوش اندرست 
چو قيدش نهادند بر پاي و دست 

كه گفت ارنه سلطان اشارت كند 
كه را زهره باشد كه غارت كند؟ 

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از تیرماه 1388 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

خردادماه 1388 بایگانی قبلی است

مردادماه 1388 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.