بازیگر جزئیات

| 2 نظر

این را نه فقط من، که آدم های حسابی زیادی هم می گویند - مثل ملکییان که به علی گفته یا یک کتابی که مصطفی خونده و از توش برام تعریف کرده - نقش آدم در زندگی خودش بسیار کم رنگ تر از آنچه فکر می کنیم است.

به این فکر کنید که کجا متولد شده اید؟ در چه سالی متولد شده اید؟ در چه خانواده ای به دنیا آمده اید؟ حاکم زمانتان که بوده است؟ اصولا کدام مدارس یا دانشگاه ها در زمان شما وجود داشته اند که بتوانید از میان آنها انتخاب کنید؟

مساله فقط فرق هزار سال پیش و صد سال پیش نیست، آیا کسی که در زمان سربازیش جنگ تحمیلی بوده با کسی که یک سال بعد جنگ به سن شمول (مشمولیت؟ مشامله؟) رسیده تفاوت نمی کند؟ آیا کسی که در بحران مالی 2009 شرکت تاسیس می کند فرقی با کسی که در حباب دهه 90 این کار را می کند تفاوت ندارد؟ آیا اینکه به همسر یا دوستانتان همکلاس بوده اید بیش از یک اتفاق است؟

اضافه کنید به اینها کارهایی را که شما انجام داده اید و با اثر اعجاب انگیز پروانه ای در زندگی تان تاثیر بیش از حد بزرگ گذاشته اند - یک لحظه اشتباه در رانندگی یا هر چیز و عمری دوندگی یا زندان یا...، یک آشنایی اتفاقی، یا رفتن به یک مکان خاص در یک زمان خاص و چند سال زندان...

و باز بیفزایید کارهای کوچک دیگران که در زندگی شما تاثیر بزرگ دارند. مثل راننده بیشعور که لایی می کشد و با شما تصادف می کند. یا پلیس وظیف شناس که اعصاب شما را تا حد سکته خورد می کند یا تاخیری که باعث نجات شما از سقوط یک هواپیما می شود.

به نظر می رسد که قالب و شرایط کلی زندگی شدیدا خارج از کنترل ماست. ما فقط بازیگر جزئیاتیم...یا به عبارتی خودمان را سر کار گذاشته ایم...

و البته اینها که گفتم فلسفه محض نیست. آیا در چنین شرایطی ما چقدر مسئولیم؟ هان؟


2 نظر

سلام.
قبول ندارم.
من اگه یه آدم با روابط اجتماعی بد باشم اگه هزار بار هم با آدم مناسبم همکلاس بشم امکان نداره باش آشنا بشم و ازدواج کنم. یه آدم تنبل توی حباب دهه نود هم هیچ غلطی نمی‌کنه. یه آدم که به علم علاقه‌منده دیر یا زود، سخت یا آسون، راهش رو پیدا می‌کنه. در مورد بقیه موارد هم استدلالات مشابهی دارم.
منظورم اینه که شیوه کلی رفتار و مهارت‌های ما تاثیرات کاملن reliable و predictable توی زندگی‌مون دارن.
نکته مهم اینجاست که شاید ابعاد این تاثیرات به قول تو تا اندازه عجیبی بزرگتر بشن، ولی مهم اینه که مثبت یا منفی بودن نتیجه کارهامون رو در همون اول هم می‌تونستیم حدس بزنیم. و این چیز جزئی‌ای نیست!‌ واقعا نیست. تاثیر مهارتها و عادتها اگه نه بیشتر، کمتر نیست از اتفاقات تصادفی خارجی.

چرا
جزئیه
در نگاه فلسفی جزئیه
برای مهم این نیست که نتیجه یک عمل خاص رو بشه دید یا نه
برای من مهم اینه که ما چقدر در سرنوشت خودمون نقش داریم
مهم اینه که ما داریم بازی می کنیم یا زندگی

فرض کن داری NFS می کنی یا هر بازی دیگه. بازی رو یکی دیگه طراحی کرده، حتی نوع ماشین انتخابی رو کس دیگه ای تعیین کرده و تو فقط داری رانندگی می کنی. البته که مهارت رانندگی ات مهمه. ولی فقط در محدوده اون بازی.
در همین زمان اما کس دیگری داره GTA بازی می کنه که از قضا اونجا هم مهارت رانندگی مهمه. اما وجود بازی های مختلف نشان دهنده اینه که مهم ترین چیز مهارت بازی کردن نیست.
دنیای بزرگ تری از بازی تو وجود داره که نقش تو به عنوان یک راننده توش خیلی مهم نیست.

ارسال نظر

آرشیو ماهانه

نگارش، اصلاح و ترجمه SOP برای پذیرش

حواشی

شوخ طبعی ها!

- من دوغ نخواهم خورد، الا ز سر ظرفت

- من Share نخواهم کرد، برگرد از این حرفت


خواب بزرگ

عموما سرم رو که بذارم روبالش به فاصله1  دقیقه خوابم، ولی بعضی مواقع یه نیمه جوابی میده مغزم. مثلا دیشب، صورت سوال که یادم نیست چی بود ولی من جواب داده بودم "ماهواره داره کانال سه پخش می کنه!" اینا البته جالبه، ولی ناراحتی نداره،

ناراحتیش اونجاس که آدم بیدار نیست این صحنه ها روببینه و بخنده!

آیا این همه باد برای بردن ما کافی نیست؟

از وبلاگ ملکوت

کدام مؤمن است که خطاب به «امام زمان»‌اش نامه بنویسد و پای نامه‌اش امضا کند «سر لشکر»؟

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط جهان در 15 دی 1389 2:18 بعدازظهر منتشر شده است.

بسط تجربه فدوی نوشته قبلی اين بلاگ بود

اجباری نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.