اخیرا در بخش اجتماعی

لوازم

| 1 نظر

نمی دونم خوبه یا بد ، که لوازم شخصی آدم تقلیل پیدا کنه به ابزارآلات

در باب خوب و بد و رد نظریه خیر جمعی توسط من

| بدون نظر

مساله این است که قدرت پیش بینی ما چه قدر خوبه ، در شطرنج قربانی دادن حرکت رایجی است که حریف معمولا به این علت فریبش رو می خوره که عمق کمتری از بازی رو می بینه. حرکتی می کنه که تنها بعد از ده حرکت دیگه اثرات منفی اش رو متوجه می شه.

و مگر غیر اینه که زندگی هم شطرنجی است!

و کارهایی که فکر می کنیم خیلی خوب و حساب شده است عملا بعد سالها می بینیم که چه نتایجی به بار می آره. مجموع اثرات بلند مدت یک کار خیلی بیشتر از اثرات کوتاه مدت اونه و جالب اینکه خیلی هم غیر قابل پیش بینی و تقریبا رندم است.مضاف بر اینکه هر چه اثر کارمان را بر مجموعه بزرگتری (مثلا کشور و جامعه) بررسی کنیم بیشتر رندم می شود.

یعنی دو عامل زمان و ابعاد به صورت نمایی بر خنثی بودن هر عملی تاثیر مثبت می گذارند

مثال فضایی: آیا اگر  دموکراسی حاکم بر آمریکا منجر به جنگ جهانی سوم و هزار سال بدبختی مردم اون کشور شود این دموکراسی خوب است؟ چه قدر احتمال دارد که این دموکراسی منجر به آن جنگ بشود؟

مثال دینی: کشتن اون پسره توسط خضر!

مثال ملموس: کار میرحسین بعد از انتخابات

نتیجه اینکه کمتر برای بشریت فکر کنیم! چرا که هر چه قدر هم زیاد فکر کنیم عملا بیهوده است. البته برای زندگی شخصی خود فکر کردن کماکان توصیه میشه چون هم عمر انسان محدود است و هم حیطه منافعش.

البته نتیجه بزرگتر و خطرناکتری که که متاسفانه میشه گرفت اینه که هر کسی کلاه خودش رو باید بچسبه...




...

| 1 نظر

یک احساس خوبی هست که آدم بشینه برای خودش دل بسوزونه، خیالپردازی کنه و گریه با اشک یا بی اشک بکنه، خانوما خیلی دست درازی (ید طولا!)  دارند توی این کار. یعنی اگه از من بپرسند واقعا جزو لذت های زندگی از این حالت نام می برم.
اما چند وقتیه که کلا این احساسو ندارم. بخشی اش به این دلیل که هر واقعه بدی هم که اتفاق می افته سعی می کنم تقصیر خودم تو قصه رو هم ببینم و طبیعتا وقتی -هر چند کم- آدم خودش رو مقصر ببینه دیگه نمیتونه به خودش اون احساس ترحم عمیق رو داشته باشه


متن های من!

| 1 نظر

این جمله رو چند وقت پیش یادداشت کرده بودم که بذارم اینجا
حالا که نگاه می کنم خود هم نمی دونم یعنی چی!
طفلک خواننده های اینجا:
"آدم ایده آلیست بیش از دیگران مستعد است که هر ناشایستی را مسلم فرض کند"

برخی 2

| 1 نظر

بعضی ها سعی می کنند منصف باشند. حتما بیست و سی را نگاه می کنند که اثرات مخرب 60 دقیقه از بین بره

برخی

| بدون نظر

بعضی ها مطالب وبلاگ آقای کمالی (خانواده با ایمان در صزاط مستقیم!) رو جدی می گیرند!

کلیشه!

| 3 نظر

-ا مال شما کی میاد؟

-دختره یا پسر؟ عجب؟ خوب پس عروس هم داریم، البته نه نمیشه...

-چرا حالا چند ماه که این حرفا رو نداره...

-----------------

بعضی چیزا رو آدم دیر می فهمه کلیشه اند...


چرا؟

| 1 نظر

این نکته اخیرا به چشمم آمده که رفقای ما انگار اکثرا تلفنی اند. یعنی پشت تلفن انگار خیلی بیشتر حرف داریم که با هم بزنیم تا حضوری. با هم که هستیم هر کی سرش به کار خودشه.

اخلاق دوباره!

| 8 نظر

مشکل جامعه شبه اخلاقی اینه که آدمها اصرار دارند که کار اخلاقی بکنند – یا در واقع دیگران اخلاقی رفتار کنند- ولی تعریفشان از اخلاق درست نیست. مثال عرض می کنم:

یک وقت انتظار دارند همه صادق و رو راست باشند –بی مصلحت اندیشی- . وقت دیگر انتظار دارند که مصلحت اندیشی کنی، هرچیز راستی راهم نگویی.

خلاصه اگر قرار به رسیدن به فهم از راه مطالعه و خودسازی باشد علاوه بر اینکه باید روی فهمشان از خوبی و بدی و اخلاق کار کنند یک دور هم باید کتاب اخلاق خدایان دکتر سروش را بخوانند که حساب اولویت ها و اولیه و ثانویه دستشان بیاید.

نتیجه اینکه این خارجیا هم اخلاقی زندگش نمی کنند (اونها که نه خودسازی کردند نه کتابهای دکتر سروش رو خواندند). اگر هم خروجی زندگی شان شبیه زندگی اخلاقی باشد راه رسیدنشان بهش چیز دیگری است.

 بحث جالبی شد، خوشم اومد. ادامه اش می دم!

عامل زمان

| بدون نظر

بحث بود که چرا دکترها این قدر بد وقت می دهند. میگن 4 بیا بعد مثلا 8 موفق به دیدار میشی. خوب طبیعتا علتش اینه که بیش از حد مراجع می پذیرند. جدا از این دلیل که می خواهند کاسبی کنند یکی می گفت چون احساس مسئولیت می کنند.

من هم این دومی رو قبول دارم و اعتراضم هم دقیقا به همینه. یعنی وقت رو اون قدر مهم نمی دونند که ویزیت دکتر رو. فرض بر اینه که اگه به مریضی وقت دادی و در عوض معطل شد بهش لطف کردی.  

ایراد از دکترا نیست البته . عامل وقت تو جامعه ما هنوز اونقدرها شناخته شده نیست...دلیلش رو هم تو زندگی کارمندی به خوبی میشه دید.

حق

| 3 نظر

حق آدمها رو خوردن  کاریه که اطرافیان ما کمتر می کنند. البته در ظاهر

ولی اینکه آدمها رو دق بدی تا حقشونو بدی هم خیلی فرقی نداره،

اینکه بگی حالا بگذار یک کم حالش جا بیاد...یا بگذار بفهمه چه کارا که از من بر میاد...

کیش

| بدون نظر

صندلی ماهواره ای رسید...

جارو ماهواره ای موجود است...

رییس جمهور ماهواره ای اییییییییییییییییی...

 

آرشیو Monthly

خرید اینترنتی لوازم خانگی آبی بای

حواشی

درباره این آرشیو

This page is an archive of recent entries in the اجتماعی category.

فلسفی بخش قبلی است.

دوستانه بخش بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.